کلبه ی تنهایی
...
چشمای تو غرق پشیمونیه میخواستی دنیارو پریشون کنی تمامه عاشقارو مجنون کنی...اما حالا خودت پریشون شدی..... بعدا سر فرصت تمامه ماجراهای این مدتو براتون مینویسم دارم واسه ی کنکور درس میخونم (دعا یادتون نرههههه) همه چی خوبه...به وبلاگ نازی هم سر بزنین خیلی خوشگله.. www.136472.blogfa.com حکایته این عددا هم اینه: من 1372 نازی 1364 همیشه بخندینو خوشحال باشین تا ببینیم چی میشه.... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی ، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... من این روزها دلم برا عشقم تنگ شده... دیگه طاقت این تنهاییو ندارم...حتما میگی تو تنهایی؟ ولی اونی که تنهاس منم میفهمی؟ من این روزها دیگر بهانه ای ندارم که دل خودم رو قانع به تنها بودن کنم تمام بهانه هام تموم شدند ،حتی برای خودم هم بهانه ای ندارم، زمان ! به من آموخت که : دست دادن معني رفاقت نيست ... بوسيدن قول ماندن نيست ... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ... ............................................... يکي محبت ميکنه و يکي ناز ميکنه ! اوني که ناز ميکنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت ميکنه هميشه تنهاي تنهاست بوديم و کسي پاس نمي داشت که هستيم هي فلاني ديگه بهت نميگم برو به جهنم. آخه مگه جهنميا چه گناهي کردن که بايد عوضي مثل تو رو تحمل کنن به نامردي نامردان قسم خوردم ارزوم شده یه بار یه کاریو خودم اونطوری که دوست دارم انجام بدم... همش کارم شده بدو بدو این ناراحت نشه اون ناراحت نشه... کارایی که اذیتم میکنه رو واسه دله بقیه انجام میدم.ولی کی قدر میدونه؟؟؟ تنها کسی که هیچ وقت نمیبینم خودمم... کسیو دوست داریم که دوستمون نداره... یکی دوستمون داره که ما احساسی بهش نداریم... بالاخره باید یه جای کار بلنگه... آدمها شوخی، شوخی بههم زخم زبون میزنند دلها جدی جدی میشکنند بچهها شوخی شوخی گنجشکها را با فشنگ میزنند گنجشکها جدی جدی میمیرند تو شوخی شوخی لبخند میزنی من جدی جدی عاشقت میشم نمیخواد شوخی شوخی بهاینکه جدی جدی دوست دارم فکر کنی مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش. اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش. نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد. و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم. دکتر علی شریعتی
نمی دانم...نمیدانم...
کدامین حس مرابه نوشتن وا میدارد
شاید به این امید می نویسم که روزی این نوشته ها
باچشمانی که زیباترین خاطره ی دنیا برایم بود
خوانده شود
ودستانی گرم ازعشق ابدی
اما سردویخ زده زبی وفایی روزگار
آرامش این ورقها را برهم زند...
یادته همیشه میگفتی حق هیچ آدمی رو تو زندگیت ناحق نکردی؟ فقط بهت میگم حق من این نبود...
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد،
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد يک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت يک پرده تـوري
که تو هر روز آن را به کناري بزني ...
دل من ساکن ديوار و دري ،
که تو هر روز از آن مي گـذري .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن مي نگري
راستي ، دل من را ديـدي ...؟!!
...............................................
................................................
باشد که نباشيم و بدانند که بوديم
................................................
زندگي شايد همين باشد
يک فريب ساده و کوچک
آن هم از دست عزيزي که زندگي را
جز براي او وجز با او نمي خواهي !
.................................................
...............................................
که نامردي کنم در حق نامردان
..............................................
فرزند غریب چرخ بلا هستم
هرجا که روم همیشه بیجا هستم
امروز به فکر رنج فردا هستم.
![]()
![]()
![]()
![]()
| www . night Skin . ir |



